تبلیغات اینترنتیclose



پیچک (قاصدک شعر و غزل)
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

چه غریب ماندی ای دل،نه غمی،نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری

دل من! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

نرسید آن که ماهی به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری

همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری

سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری

به سرشک همچو باران زبرت چه برخورم من؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری

چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری

نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری

سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیگر نگشایدت کناری

به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری

 

هوشنگ ابتهاج


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 360, | بازديد : 22

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


سر بد عهدی تو پیر شدم دم نزدم 
جگرم سوخت ولی مثل تو برهم نزدم

کرده ای با دل من هر چه دلت خواست جفا
حرفیَ اما منِ دلخسته ز مرهم نزدم

روز اول که دو تا قهوه سفارش دادی 
عاشقت بودم و اصلن مژه برهم نزدم

آنچنان محو تو بودم که دران قهوه تلخ
من شکر ریختَمَ اما بخدا هم نزدم

جای یک سیب تو با قهوه فریبم دادی 
من چنین شد که دگر طعنه به آدم نزدم

تو خودت رانده ایَ از خویش مرا با این حال
شب به شب حلقه در منزلتان کم نزدم

خطِّ لبهای تو مرز وطنم بود و ببخش
من برای تو اگر بیرق و پرچم نزدم

گر چه در قصر دلت کاهگلی نا چیزم
من به عشق تو فقط سالمم و نم نزدم 

 


‫‏حسین جعفری جرجافکی‬


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 359, | بازديد : 25

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

زن‌های خیالی


هیچ عطر و آغوش و بوسه‌ای
هیچ ضیافت و سفر و صحنه‌ای
و هیچ
چتر و باران و کوچه‌باغی را
به خاطر نمی‌آورم
پیش از تو زنان
در دنیای من نمی‌زیسته‌اند
عشق نطفه‌ی عقیمی بوده
و من تازه از مادر متولد شده‌ام
تازه به بلوغ رسیده‌
تازه به رقص درآمده‌ام
و تازه 
عطر نارنج و بابونه‌ها را می‌فهمم
آری همین فردا صبح
از شناسنامه‌ام
به اداره‌ی ثبت احوال
شکایت می‌برم
از این همه زن‌های خیالی
پیش از تو...

 

 هادی خوانساری


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 359, | بازديد : 30

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

بودنم زيرِ سواله نازنين
از تو دل كندن محاله نازنين

آهوانِ چشمكانِ شوخ تو
بی مثالِ بي مثاله نازنين

عالمی را محو نازت كرده اي
دور و پیش تو چه حاله نازنين

عشوه هايت-شهر را ويرانه كرد
بر سرت جنگ و جداله نازنين

بی کمال آنکو برید از عاشقی 
عاشقت بودن كماله نازنين

آن تنِ نازت به فتوای دلم
بهر اين شاعر حلاله نازنين


عارف رحماني


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 360, | بازديد : 27

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


چشمهایت مملو از صدها سئوال ساده است 
پلکهایت روی هم یک احتمال ساده است

راه می افتی تو در من مثل یک لبخند شعر 
راه رفتن با تو اصلن یک محال ساده است

توی قلبت جا دهی هر روز عاشق می شوم 
عاشق چشم تو بودن یک خیال ساده است

تا تو در من می نشانی خنده های قاه قاه 
قلب من دیوانه ی نشو نهال ساده است

حس خوبی در غزلها دارم اما از دلم 
صد غزل آماده ی یک انتقال ساده است

می نشینم با خودم خلوت کنم در شعرهام 
شعر در من عامل یک شور و حال ساده است

آسمانی بوده ام فالم پر از غم بوده است 
علت تبعید من یک سیب کال ساده است 


جابر ترمک


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 360, | بازديد : 28

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


تنگدلیهای آفتابی 

**

گرفته تر ز خزان دلم خزانی نیست
ستاره بارتر از چشمم آسمانی نیست

به حجم تنگدلی های آفتابی من
مدار حوصله هیچ کهکشانی نیست

سزای پاکی ات ای اشک، آستینی نیست
به سر بلندی ات ای عشق، آستانی نیست

مرا که شانه ام از حمل آفتاب خم است
بجز پناه دو دست تو سایبانی نیست

به سوگواری این چشم های سرگردان
به غیر چشم سیاه تو نوحه خوانی نیست

به غیر تسلیت چشم های دلسوزت
مرا نیاز تسلی به همزبانی نیست

 

 

‫دکترقیصرامین پور‬

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 359, | بازديد : 29

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


غزل
ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺑﺎﺩ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﺟﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﻨﻈﺮﻩ ﻭ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ

 ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺑﺮﻭﯾﻢ
ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ

 ﺑﯽ ﮔﻤﺎﻥ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺣﺎﺩﺛﻪ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ
ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ

 ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﺎﻓﺮ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺸﻮﺩ
ﯾﺎ ﮐﻪ ﮐﺎﻓﺮ ﺑﺸﻮﺩ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ

 ﺷﻬﺮ ﭘﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺷﺎﻋﺮ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ، ﻓﻘﻂ
ﻓﮑﺮ ﮐﻦ ﻣﻮﯼ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺑﺎﺩ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ

 


نیما شکرکردی

http://sheraye.blogfa.com/1394/04


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 359, | بازديد : 29

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

به اتوبوس بچه ها نگاه می کنی 
که کودکی هایت را به خانه ی اول می بُرد
به کودکانی که با هم تمام راه را می خندیدید
در خاطره ی تولد دیشب 
به شمع ها نگاه می کنی 
که حالا به خاطر تو غایب اند
اینجا که نشسته ای ، صندلی مترو نیست 
این زن ها ، مردانِ دستفروش لاله زارند 
ایستگاه آخر ، به خانه ی اول می رود
وقتی آخر را از یاد ببری 
به اول برمی گردی 
سلام...
غریبه نگاهم نکن
پسری را به یاد بیاور ...که برای تو بزرگ شد
و عشقِ پاریس او را بلعید 
برنگشتنم برگشته در خیالی که غریب است
وقتی به جا نمی آوری
پدر جان ، اینجا ایستگاه آخر است 
بچه ها پیاده شده اند؟
 تو آخرین مسافری ...
نگاهِ پیرمرد ... تراژدیِ تهی 
به دنیایی گنگ 
از آخرِ فراموشی
به اولِ هشیاری 

 



مهری رحمانی
Mehri Rahmani

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 358, | بازديد : 31

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

"خشکشویی"

*
تکه کاغذی لهیده
با سطرهایی شسته شده
در جیبِ پیراهنی
که از خشکشویی بازگشته است.
شاید این همان شعری بود
که می توانست
سرنوشتِ من،
تو
و جهان را عوض کند.

 


یغما گلرویی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 358, | بازديد : 29

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

من ! متولد توام
تو ! متولد چرخیدن نگاهم بر شانه هات،
من شهریور به دنیا آمدم
میان ریزش برگ های زرد 
میان کوچه باغ های جهان
و میان بوسه های داغ پاییز آن سال ها،
روز تولد من مهم نیست 
چرا که با دهان تو 
هر شب دوباره زاده می شوم 
و هر شب بر قوس بازوهات لم می دهم 
و لنگر می اندازم در گودی کمرگاهت ؛؛
من متولد !
تو متولد !
ما هر دو !
اصلا همه ی ما متولد هم هستیم
متولد روزی که 
چشم هامان دروغ نمی گویند 
و در هم می آمیزیم مثل رودخانه و دریا ؛
ما !
من و تو و آن ها 
همه متولد همیم 
متولد زیبا ترین شب و
طولانی ترین بوسه های جهان ...

 


فردین نظری

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 358, | بازديد : 33

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


می رسد بوی خوش از باد صبا بار دگر
روحم آزاد شد از لذت اخبار دگر

بلبل از شوق و مغنی به طرفداری گل
هم نوا هر دو به آهنگ ز دیدار دگر

شور دیگر به سرم زد به طربناکی چرخ
چون دلم شاد شد از صحبت و اشعار دگر

گر خدا یار شود بردر میخانه ی عشق
عاشقانه برسم باز به اسرار دگر

ساقیا باده ام از جام برائت برسان
تا که در بند نباشم چو گرفتار دگر

آنچه تقدیر رقم زد ز ازل در غم ما
بشکنم غائله اش با می گلنار دگر

آنکه شد بنده و از کار خود آگاه نشد
به سلامت نبرد راه ز دربار دگر

آن سپاهی که ز سستی کند از صحنه فرار
کی به نصرت برسد بر سر پیکار دگر

با صفا باش و مصمم که جهان در گذر است
بی خبر رأی مزن از پی افکار دگر

ای ( درخشان ) خبرت هست که تکلیف چه شد
یا که باید بکشی جور زمان بار دگر


درخشان تویسرکانی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 357, | بازديد : 28

نوشته شده در تاريخ شنبه 2 مرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 


بگردم دور تـو، دور نگاهت ، دور باطل ها
مرا دیوانه می خوانند، امثال تو ,عاقل ها

پری رویی، نه... زیباتر، سر زیبایی ات بحث است
بــه طرزی کـــه کـــم آوردند توضیـــح المسائل ها

حسادت می کنم با هرکه دستش لای موهایت...
حسادت می کنم حتی به این موگیر ها، تل ها

مرا از دور میدیدی، خودت را جمع می کردی
بیـــا یک بار دیگــر هم شبیه آن "اوایل ها"..

و من معنــی "بعضی ها" به اشعارت نمی فهمم
"که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها"

 

 

 مرتضی عابد پور لنگرودی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 356, | بازديد : 28

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 تير 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

می کشم بر شانه هایم غربت ِاندوه را
غربتِ اندوهِ بی مانند ِهمچون کوه را

شانه هایم زیر این بیداد کم می آورند
کاش می شد کوه باشم این غم ِ بشکوه را

کاش دست مهربانی می زدود از روی لطف
لایه لایه دردهایِ مبهم ِانبوه را

کاشکی دریادلی با ما روایت کرده بود
درد های بی شمار ِشاعری نستوه را

دردهایی چون خوره خونِ غزل را می خورّد
کاش می شد باز گویم دردهای روح را …!

 

یدالله گودرزی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 357, | بازديد : 38

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 تير 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


جز خسوف روی ماهت اتفاقی شوم نیست
می پرستم ماه را، از سجده ام معلوم نیست؟

آن قَدَر با سرعت این "عاشق شدن" رخ داد که
صحنه ی آهسته اش هم آن چنان مفهوم نیست

ترکمانچایی که من با چشم هایت بسته ام
بین کشورهای عاشق پیشه هم مرسوم نیست

این درشت افتادنِ چشمت درون عکس ها
منکرش باشی، نباشی مطلقا از زوم نیست

لا اقل تا زنده ام سیبی برایم قاچ کن!
در جهنم سهم من چیزی به جز زقّوم نیست

گر چه حاشا می کند اخمت ولی مانند تو
هیچ کس در مهربانی راحت الحلقوم نیست


سید ایمان زعفرانچی

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 358, | بازديد : 33

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 31 تير 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


امشب اندر خواب من آرام بیا غوغا نکن
راز دل آهسته تر گو بیش ازین رسوانکن

دشمنان صد گوش دارند بر صدای خواب من
ای نفس ها بی صدا باش خر وپف شبهانکن

تا نباشد با خبر اغیار زاحساس دلم
قصه های خواب شیرین شبت فردا نکن

گر که خواست گیرد ترا چاک گریبان ناله اش
با غمش آرام بنشین باکسی دعوا نکن

وقتی آید آفتاب وقت سحر اندر افق
تو بزن خود را به خواب و پرده را بالا نکن

هرشبی را گر که باشد صحبت شیرین به خواب
آن شبت پایا بماند صحبت یلدا نکن

برده از بر طاقت و صبر وقرارم طلعتت
حسن تو مقبول عام است بیش ازین زیبا نکن

 

سعید موسوی‏ 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 359, | بازديد : 36

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تير 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

حتی سپیده ی صبح
دلیل بر وقوع نیمه شب است
و ما میان شب و شب
انتخابی جز تاریکی نداریم

بیهوده زیستیم و
در دردهای کهنسال ریشه دواندیم
حرفی نزدیم لیکن سکوت
دهان ما را بوسیده بود
و زاویه ی تیز رنج
بغض ما را خراش می داد

سوال های زیادی نپرسیده ایم اما
پاسخ ها اهمیتشان را از دست داده اند
خورشیدی که امروز
با اراده ی کلیدی روشن می شود
فردا
با اشاره ی سنگ ریزه ای خواهد شکست

حرفی نزدیم و با اینحال
دیگر از فردا
سراغی نخواهیم گرفت
زندگی 
چیزی جز دورِ باطل تنهایی نبود
که هربار از آن شکایت می کنیم
بر گور خالی خود گریسته ایم

 

مه‌سا رهنما

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 357, | بازديد : 43

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تير 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

 

چندی است که احساس قشنگی دارم 
یک حس زلال همچو آب ، آیینه
یک چیز جدیدی متولد شده است
مانند جنین ، ولی درون سینه 

غمگینم اگرچه ظاهرا اما نیست 
جز شادی ناشی از جنین تازه 
انگار که موسی به سبد سالم ماند
یک حس قشنگ و ناب و بی اندازه 

چندی است که از خود شده این دل بیخود
وقتی که به حس تازه می اندیشم
دیگر نگران نمیشوم وقتی که 
هر روز سفید تر نماید ریشم 

انگار که من رئیس دنیا هستم 
با اینکه هنوز کاملا بیکارم 
شاید که گمان کنید خواب الودم 
اما به خدای شخصیم بیدارم

گفتم که خدای شخصیم ، فهمیدی 
من عاشق این طبیعتم تا هستم 
هرچند خدای من خودش ساقی نیست
از قدرت فرگشت جهان من مستم 

از بس که نگاه میکنم گل ها را
چندی است که اوضاع دلم احساسی است
با اینکه دلم طبیعتا پرخون است
رنگش به گمان من شبیه یاسی است

هر کوه برای من پرستشگاه است 
یک دیر ، کنیسه شایدم یک مسجد
من عاشق آن خدای شخصی هستم
حتی اگرم جهان شود با من ، ضد

 

امیرحسین مقدم
دهم شهریور 94

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 359, | بازديد : 46

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تير 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

به مهر مادرگیتی مکش رنج امید اینجا
که خونها می‌خورد تا شیر می‌گردد سفید اینجا

مقیم نارسایی باش پیش از خاک گردیدن
که‌سعی هردوعالم چون عرق خواهد چکید اینجا

محیط از جنبش هر قطره‌صد توفان جنون دارد
شکست رنگ امکان بود اگر یکدل تپید اینجا

گداز نیستی از انتظارم برنمی‌آرد
ز خاکستر شدن‌گل می‌کند چشم سفید اینجا

ز ساز الفت آهنگ عدم در پردة‌گوشم
نوایی می‌رسدکز بیخودی نتوان شنید اینجا

درین محنت‌سرا آیینهٔ اشک یتیمانم
که در بی‌دست و پایی هم مرا باید دوید اینجا

کباب خام سوز آتش حسرت دلی دارم
که هرجا بینوایی سوخت دودش سرکشید اینجا

نیاز سرکشان حسن آشوبی دگر دارد
کمینگاه تغافل شد اگر ابرو خمید اینجا

تپشهای نفس ز پردة تحقق می‌گوید
که تا از خود اثر داری نخواهی آرمید اینجا

بلندست آنقدرها آشیان عجز ما بیدل
که بی‌سعی شکست بال و پر نتوان رسید اینجا

 


 بیدل دهلوی  ‌‌‌

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 357, | بازديد : 41

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تير 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی 
بمانم هرچه خیره پشتِ این در، برنمیگردی

فقط من مانده ام اینجا و این امواجِ توفانی 
غروبی رفته ای و سویِ بندر برنمیگردی

به یادت هرچه بی تابانه بنشینم به رویِ تاب 
به زیرِ این درختِ سایه گستر برنمیگردی

دوباره دانه می پاشم حیاطِ خیسِ باران را 
اگرچه خوب میدانم کبوتر برنمیگردی

تُهی از نوبهارت مانده تقویمِ خزانِ من
به این مهر و به این آبان و آذر برنمیگردی

نه تنها "گُل محمد" رفته و "مارال" آشوب است 
تو هم دیگر به دنیایِ "کلیدر" برنمیگردی

تو نقشِ اوّلِ ماهی و شبها بی تو تاریکند 
جلودارِ سیاهی هایِ لشکر برنمیگردی

غریبی میکنم با قابِ عکست نا اُمیدانه 
خودم هم کرده ام انگار باور برنمیگردی

هزاران سالِ دیگر کااااااااش با بویِ تو برخیزم 
به دیدارم نگو که صبحِ محشر برنمیگردی


‏شهراد ميدرى‬ 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 360, | بازديد : 13

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تير 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

ای آینه ی هر چه غزل، هر چه قصیده 
دلبازترین پنجره ی رو به سپیده!

ای در نفست قونیه در قونیه اشراق
از دست خدا باده ی الهام چشیده

ای گندم بی معصیت، ای عصمت معصوم
دستان تو باغی ست پراز سیب رسیده

هم جان تو از مستی و اخلاص ، لبالب 
هم شعر تو آمیزه ای از عشق و عقیده

فیروزه ی بازار سخن، یوسف نایاب!
یک شهر خریدار شماییم ندیده

عطار زمان! تیغ زبان تیز کن - امشب
خواب مغولان دیدم و سرهای بریده!


‏علیرضا قزوه‬


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 359, | بازديد : 37

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 307 صفحه بعد