تبلیغات اینترنتیclose

پاپ آپ تبلیغات وبلاگدهی
متن آهنگ دانلود نرم افزار
آمارگیر دانلود آهنگ جدید
تبلیغات گوگل بازی آنلاین
آپلود کوتاه کننده لینک
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


چشم هايت سبز روشن، قامتت نيلوفري
من بلا گردان چشمت، ماهتابي يا پري؟

دست آن نقاش را بوسم كه اين نقش آفريد
گيسوان، ابريشمي، رخسار و گردن مرمري

مي درخشد چشم صد رنگ تو چون فيروزه ها
آسمان سبز هم حيران اين مينا گري

شانه ات را طاقت ابريشم مهتاب نيست
برگ گل با من همآوازست در اين داوري

گلبنان سر مي كشند از باغ با لبخند عشق
گر خرامان بگذري با قامت نيلوفري

سينه را عريان مكن در چشمه ي مهتاب ها
تا بماند آسمانرا فرصت روشنگري

دختر ماهي؟ رقيب زهره اي؟ روشن بگو
خواب مي بينم مگر؟ فرياد از اين ناباوري

اي دريغا! وقت پيري، سوختم از تاب عشق
سينه ام پر آتش است و موي من خاكستری


مهدی سهیلی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 348, | بازديد : 30

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

چه رازی بین کشف تو 
و رازی ست
که هر وقت بالا می روم 
سر از چشمان تو در می آورم
و آن قدر شاهنامه در من نقش می گیرد 
که مرگ افراسیابی بیش نیست
از تو اما دور که می شوم
امنیتم را از دست می دهم!
ته این قصه شیرین نیست
تا تیشه سر از فرق خسرو دربیاورد 
چه قدر روی پای جنون حاشیه رفته ایم
و در کنار منیژه ای 
که نمی خواست به آغوش دیگری کوچ کند
چاه 
چاه
چاه...
تاریخ را به وقاحت "مُعتضد" می سپارم و
به کشف دوباره تو بر می گردم
و هر بار که می خوانمت 
تازه تر می شوم

 


محمد مصدق

 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 348, | بازديد : 22

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


میروی اما از این کوچه ی بارانی برو
از همین کوچه به آن شهری که میدانی برو

کوله باری از همین اینجا و آنجاها ببر
خاطراتی کوله کن از ما گُریزانی برو

مهربانی ها نبود اندازه ی پای شما
بندِ کفش ات را ببند با هر که همسانی برو

عشق را از کودکی در ساعتِ غم دیده ام
تا به این ساعت رسیدی، وقتِ ویرانی برو

باغ را گفتی پس از تو غنچه ای در خانه نیست؟
این همه گل میدهد در خوابِ گلدانی، برو

گوشه چشمی به این شعر ِ سپیدِ ما نکن
با سیاهی خط بزن شعری که میخوانی، برو 

 

مهرآن مقدم 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 349, | بازديد : 24

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


سخن از عشق بگو با دل دیوانه ی من
تا كه از عطر تو لبریز شود خانه ی من

شبی ای ماه به این كلبه ی من پا بگذار
تا كه روشن شود از مهر تو كاشانه ی من

ای كه مضمون همه شعر و غزل های منی
مـبـر از یـاد غـزل هـای صـمـیـمـانه ی من

هست عشقت به خدا هستی و دارایی دل
خـوش نـگهـدار تـو این گـوهـر یـكدانه ی من

می زنم ناله چنان مرغ شباهنگ مگر
تا به گوش ات برسد بانگ غریبانه ی من

آه! چون شمع فشاند گهر از دیده بسی
بـشـنـود آنـكه حـدیـث دل دیـوانه ی من

سال ها گرچه گذشته ست ولی مانده هنوز
كوله بار غمت ای عشق بر این شانه ی من

گرچه من می روم اما به جهان خواهد ماند
به یقین تـا به ابد قـصـه و افـسـانه ی من


اسماعیل مزیدی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 347, | بازديد : 27

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


تعریف تو از عقل همان بود که باید
عقلی که نمی خواست سر عقل بیاید

یک عمر کشیدی نفس اما نکشیدی
آهی که از آیینه غباری بزداید

از گریه بر خویشتن و خنده دشمن
جانکاه تر، آهی ست که از دوست برآید

کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم
در فکر چراغی ست که از من برباید

با آن که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید


فاضل نظری


 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 346, | بازديد : 23

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب
که با این نیم جانیها دو جانم در تنست امشب

به صحبت هر که را خواند نهان آرد به قتل آخر
مرا هم خوانده گویا نبوت قتل منست امشب

به کف شمشیر و رد سر باده چند اغیار را جوئی
مرا هم هست جانی کز غرض خونخوردنست امشب

ز بدمستی به مجلس دستم اندر گردن افکندی
اگر من جان برم صدخونت اندر گردنست امشب

سری کز باده بودی بر سر دوش سرافرازان
به هشیاری من افتاده را در دامنست امشب

سرم کوبند اگر چون زر بهم باشد به مهر او
که دل اسرار آن طرف عیار مخزنست امشب

ز بزم دوست محروم از زبان خود شدم اما
چه‌ها دربارهٔ من بر زبان دشمن است امشب

از آن خلعت که بر قد رقیب از لطف میدوزی
هزارم سوزن الماس در پیراهن است امشب

دمی بر محتشم پیما می دیدار ای ساقی
که ذوقش جرعه خواه از باده مردافکن است امشب

 


 محتشم کاشانی 


http://ganjoor.net/mohtasham/divan-moh/ghazal-moh/sh49/

 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 349, | بازديد : 23

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 10 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

دنیا پر از سگ است جهان سر به سر سگی‌ست
 *

دنیا پر از سگ است جهان سر به سر سگی‌ست
غیر از وفا تمام صفات بشر سگی‌ست

لبخند و نان به سفره‌ی امشب نمی‌رسد
پایان ماه آمد و خلق پدر سگی‌ست

از بوی دود و آهن و گِل مست می‌شود
در سرزمین من عرق کارگر سگی‌ست

جنگ و جنون و زلزله؛ مرگ و گرسنگی 
اخبار يك ، سه ، چار، دو ،تهران، خبر سگی‌ست

آهنگ سگ ترانه‌ی سگ گوش‌های سگ 
این روزها سلیقه‌ی اهل هنر سگی‌ست

بار کج نگاه شما بر دلم بس است 
باور کنید زندگی باربر سگی‌ست

آدم بیا و از سر خط آفریده شو
دیگر لباس تو به تن هر پدرسگی‌ست

 

 

مریم جعفری آذرمانی

دکلمه این شعر با صدای شاعر در ادامه مطلب 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 349, | بازديد : 36

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

در سینه ام هوای توفان بود 
اوا ز تو به حوصله مان بنشست 
در سینه ام هوای توفان بود 
آرامش مرا می خواستی 
وقتی به سایه های ساکت باز آمدم 
و توفانی شدم 
در سینه ام هوای توفان بود 
و گم شدن مان درمیان دودها و رنگ 
در سینه ام هوای توفان بود 
و گم شدن ماه و ابر 
درسینه ام هوای توفان بود 
و ریشه ها بر دل ریش درخت
که با ما در توفان گام می زد 
در سینه ام هوای توفان بود 
و لرزش بی هراس باغ 
در سینه ام هوای توفان بود 
و توفان در سایبان بهار نارنج 
در سینه ام هوای توفان بود 
و خیره بود آلاچیق 
بر توفان 
که بر سینه اش 
هوای توفان بود 
وقتی که ماه 
دست ابر را می گرفت 
و تنها می رفت 
در سینه ام هوای توفان بود 
و ما شب ها 
شب را پشت سر می گذاشتیم 
در سینه ام هوای توفان بود 
و یک پنجره 
بی آرامشی
در شهر 
که بر سینه اش هوای توفان بود 


فرامرز سليمانى 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 346, | بازديد : 42

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


نیم مستم کردی ای ساقی منه ساغر ز دست
یا مده می یا مرا چون چشم خود کن مست مست

کاش دیگر دست من گیری که افتادم ز پا
کاش دست از ناز برداری که من رفتم ز دست

ای رقیب ار با تو بعد از این نه آن باشد که بود
یا از این پس با من شیدا چنین باشد که هست

گر بسوزد خرمنم گردون ، شوم خاک درش
ور رود بر باد خاکم در رهش خواهم نشست

(قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری)
قدر گل بلبل بداند قدر می را می پرست

چون کبوتر گرد بام منزلش گشتن چه سود
آن که چون پروانه با جان رشته ی الفت گسست

گِرد سر گَردیدنی دارم هوس پروانه وار
بر پر شوقم زدند این نقش از روز الست

خوب میدانی که من از جنس این مرغان نیم
بال و پر بگشایی مرغی را که دل در دام بست

زاهدا ، از توبه کم گو ، با غزل های عماد 
توبه ی یک روزه و صد ساله را خواهم شکست


عماد خراسانی

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 347, | بازديد : 43

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


گفتی غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می‌زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگ‌های سبزِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی‌جواب ماند
حال سؤال و حوصله‌‌ی قیل و قال کو؟


قیصرامین پور


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 347, | بازديد : 38

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


چه شبیخون قشنگـی زده آغاز نگاهـت
باز هم صید خودش کرده مرا ، بازِ نگاهت

چشم هایت به من افتاد و مرا باز صدا زد
می کَشد پای مرا ســوی تو آواز نگاهت

چشم زیبای تو را دیدم و این معجزه کافی ست
من که ایمان به تو آوردم و اعجاز نگاهت

آمدم با تو بگویم که به من بی تو چه رفته ست
مات و مبهوت شدم من به برانداز نگاهت

دوستت دارم و دانی که گرفتار تو هستم
می کُشد این دل بیـمار مرا ناز نگاهـت

گوی جادویی چشم تو چنان شیفته ام کرد
آمدم تا که بگویـی به من آن راز نگاهت

تو که زیبایی آمیزش موسیقی و شـعری
به! چه آهنگ قشنگی ست درآن ساز نگاهت

کاش حرفی نزند چشم تو از دور شدن ها
بدترین لحظه ی من دوری آن ناز نگاهت

 

 عباس رسولی املشی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 348, | بازديد : 38

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

ای دل ! هـــوای گـــرم ِ گـــریزت ز خانـــه چیست؟ 
وین نوش و ناز و مستــی و شور ِ شبانه چیست؟

خـون مــی چکـــــد ز شعـــر ِ تـب افروز ِ دلکــشت 
گـــر خود نه عاشقی ، سخن ِ عاشقانه چیست؟

دیگــــر بـــه خیــــره ، دعــــوی ِ افســـردگـی مکن 
این آتشت که مـــی کشد از جــان زبانه چیست؟

انـــدیشه ســـوز ِ جلــــوه ی آن یـــار ِ مهــوشــی
ور نیست ؟ دست ِ گرم ِ غمت زیر ِ چانه چیست؟

راهــــم مــــزن بـــه تلـــخـــی ِ انـکــــار ِ پــرفریــب
شــوریده ای ، نهفتن ِ چندین فسانه چیست؟


فریدون توللی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 349, | بازديد : 39

نوشته شده در تاريخ شنبه 8 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


کاش ای عشق بتابی ، یخ دل وا بشود
یخ دل وا بشود ، تا که دل اغـوا بشود

کاش بر هم بزنی ، گرم کنی ، نور دهی
در درون دل مــا ، یکسره بلـــوا بشود

کاش ای عشق کُنی ، زمزمه از شبنم صبح
تا کـــه بلبل به زبـان آید و شیـــوا بشود

سوی آن چشم برفته ، ز غم دوری یار
کــاش کاری بکنی ، تا که مـداوا بشود

گوشه گیر است دلی،چاره بکن عشق دمی
آنقدر تا که کمـی ، چون دل رسـوا بشود

باز چون شعشعه نور، ز خورشید تموز
کاش ای عشق ، بتابی یخ دل وا بشود؟؟؟

 

مجید مصطفوی :ماجد 

http://www.shereno.com/44332/39502/389782.html

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 350, | بازديد : 39

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


جمعی فریب خورده ی حسن و ملاحتند
یعنی به چشم‌های هوس محو صورتند .

باری ا‌گر به دیده ی تحقیق بنگری,
هم بی‌سلیقه‌اند و هم بی نزاکتند.

یكبار عقده‌های دلی وا نكرده‌اند,
معلوم میشود,كه همه بی محبتند.

افسوس سربلندی کس میخورند,اه
ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺨﯿﻞ ﻭ ﮐﻮﺭ ﺩﻝ ﻭ ﺑﯽ ﻣﺮﻭﺗﻨﺪ

هرچند پیش چشم تو سبزند و آبدار
در باغ سبز عاطفه‌ها بی‌طراوتند .

هر بار از نجابت خود حرف میزنند
اما دریغ و درد که خود بی‌شرافتند .

آن‌ها ,که چشم دیدنتان را نداشتند,
امروز در حضور شما گرم صحبتند .

اینان که ادعای مسلمانی میكنند,
در جامه های تنگ ریا در عبادتند.

ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﻠﺖِ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ
اما برای ملت ما درد و علتند


‫‏فردوس اعظم‬

http://firdavs.blogfa.com/post/98

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 350, | بازديد : 62

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


نمی دانم کی بود 
دیروز بود ؟ 
امروز بود ؟ 
یادم نیست 
در اتوبوسِ همین خط 
صندلی ام را تعارف کردم به مردی 
شبیه پیری پدرم 
از کدام ایستگاه ؟ 
به کدام ایستگاه ؟ 
مگر چند ایستگاه آمده ام ؟ 
که حالا یک نفر 
دست ام را گرفته است 
و می گوید :
بفرما بنشین پدر ...

 

هوشنگ رئوف

Houshang Raouf

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 350, | بازديد : 61

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم
چون بوی تو بیامد دیدم که زنده بودم

صد بار جان بدادم وز پای درفتادم
بار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم

تا روی تو بدیدم از خویش نابدیدم
ای ساخته چو عیدم وی سوخته چو عودم

دامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرم
آن باز بازگونه چون مرغ درربودم

ای شعله‌های گردان در سینه‌های مردان
گردان به گرد ماهت چون گنبد کبودم

آن ساعت خجسته تو عهدها ببسته
من توبه‌ها شکسته بودم چنانک بودم

عقلم ببرد از ره کز من رسی تو در شه
چون سوی عقل رفتم عقلم نداشت سودم

 

مولوی

http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh1689/

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 347, | بازديد : 57

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

شبانه رد شدم از مرزهای تن‌پوشت
به من اقامت دائم بده در آغوشت

سیاه بخت تر از موی سر‌به‌زیر تو باد
هر‌آن کسی که سرش را نهاد بر دوشت

شبی ببوس در آیینه طلعت خود را
که بیم روز مبادا شود فراموشت

زمان خلق تو آهو بریده نافت را
دو مرغ عشق اذان گفته‌اند در گوشت

دلی که می‌شکنی از کسان حلالت باد
به شیشه خون‌جگرها که می‌کنی، نوشت!

به خواب می‌روی و چشم عالمی نگران
غمی‌ست منتظران را چراغ خاموشت

شهید اول این بوسه‌ها منم، برخیز
نشان بزن به لب آخرین کفن پوشت


علیرضا بدیع

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 348, | بازديد : 68

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


هرکه هر وقت حلقه بر در زد فکر کردم تویی که می آیی
توی کوچه نسیم اگر پر زد فکر کردم تویی که می آیی

اشتیاقم برای دیدن تو به زمستان شبیه کرد مرا
تو بهاری که غنچه تا سر زد فکر کردم تویی که می آیی

به گمانی که باز خواهی گشت باز - مثل فرشته - بال زنان
پر و بالی اگر کبوتر زد فکر کردم تویی که می آیی

از تمام غریبه ها که برام شعر و شیرینی و گل آوردند
هر که حرف گلی معطر زد فکر کردم تویی که می آیی

تازه این ها که هیچ وقتی مرگ با سراسیمگیش در را کوفت
وا نشد در.. و... او مکرر زد فکر کردم تویی که می آیی

هرچه خاک من است عمر تو باد حاصل عمر من جز اینکه نبود
هرکه هر وقت حلقه بر در زد فکر کردم تویی که می آیی


سید جلیل واقع طلب


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 348, | بازديد : 55

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


( عالم )

پریشان روزگاریست حال عالم
به کس پوشیده نیست احوال عالم

همه سر درگم اندیشهء خود
به دنبال سوار بر بال عالم

کمین مرگ به هر لحظه بدنبال
ولی غافل دلان دنبال عالم

سعادت کنج آرامش به عشقست
نه در رنگ و ریا در قال عالم

زدند فال منو تو عرش اعلا
نه رمالی کنیم در فال عالم

در این میهمانسرا هیچ مال ما نیست
همی عالم بماند مال عالم

 

 بهرام شمس


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 349, | بازديد : 69

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 خرداد 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


روز اول بی‌هوا قلب مرا دزدید و رفت
روز دوم آمد و اسم مرا پرسید و رفت

روز سوم آخ! خالی هم کنار لب گذاشت 
دانه‌ی دیوانگی را در دلم پاشید و رفت

روز چارم دانه‌اش گل داد و او با زیرکی
آن غزل را از لبم نه، از نگاهم چید و رفت

با لباس قهوه‌ای آن روز فالم را گرفت
خویش را در چشم‌های بی‌قرارم دید و رفت

فیل را هم این بلا از پا می‌اندازد خدا !
هی لب فنجان خود را پیش من بوسید و رفت

او که طرز خنده‌اش خانه خرابم کرده بود
با تبسم حال اهل خانه را پرسید و رفت

تا بچرخانم دلش را نذرها کردم ولی
جای دل، از بخت بد، دلبر خودش چرخید و رفت

زیر باران راه رفتن، گفت می‌چسبد چقدر!
با همین حالش به من حال دعا بخشید و رفت

استجابت شد چه بارانی گرفت آن‌شب ولی
بی‌ من او بارانیش را پا شد و پوشید و رفت

روز آخر بی‌دعا بی‌ابر هم باران گرفت
دید اشکم را، نمی‌دانم چرا خندید و رفت


قاسم صرافان

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 347, | بازديد : 54

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 299 صفحه بعد