تبلیغات اینترنتیclose

انجام پایان نامه ارشد

پیچک (قاصدک شعر و غزل)
پیچک (قاصدک شعر و غزل)
گزیده شعروادب ایران زمین

 

 

 

کانال پیچک در آپارات کلیک کنید

 
آمده های کتاب
 
نمایشگاه کتاب امسال 1395،شهر افتاب

برای اطلاعات بیشتر لطفا روی کتاب کلیک کنید 

  

کاربران عزیز

وبلاگ دارای  نرم افزار  معنی کلمات است

روی کلمه مورد نظر با موس هایلایت کنید تا به رنگ سبز در آید

باکلیک روی رنگ سبز کلمه مورد نظر معنی میشود

             دوستان گرامی پیچک قاصدک شعر و غزل در تلگرام هم اینک فعال است 

 آدرس http://telegram.me/pichak_iran_sc  برای ورود اینجا کلیک کنید 

  


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc



امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 3 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


آسان گذشتم از تـو ، ای احساس طـوفانی
پشت سرم ، آثـار شوم فـاجـعـه مـانده

چیزی بـه غیـر از بارش رگبار بی هنگام 
در سقف ویرانم برایت نغمه می خوانده

دیـگر نگو هرگز : کـه بـار اشتبـاهـم را
درپیش پـای رفتنت، پشت سرت بگذار

اول تـو کـم کن سایه ات را ، از سر آوار
اول تو گـامت را از این ویرانه هـا ، بردار

همرنگ باران می شود شعرم ولی انگـار
غم می چکد از واژه ها پشت نگاه من

روزی کـه مـی دانـم مـیـان بـارش آواز
می بارد از تکرار تــو در کوره راه من

 

سودابه طهماسبی 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 377, | بازديد : 15

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

شعر
جنونی است
که از لوله دهان شلیک می شود 
درگیری عشق است 
بر چمنزار معشوق
درآن هنگامه
که بدنت را می دوزند .
دایره قرمزیست 
که در آن پای می گذاری 
نقاره بدست می گیری
و می اشوبی 
چون رقص هندو های معروفه 
آنقدر تا
"هوراس مک کوی "
به اسبها شلیک کند 
و تو خوب می دانی
که دستهای گره خورده
بهتر می توانند ماشه را بچکانند .

 

علی اکبر قلندری 

Ali Akbar Ghalandari


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 378, | بازديد : 14

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 1 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی

خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی

ای فضل خوش چو جانی وز دیده‌ها نهانی
اندر اثر پدیدی در ذات ناپدیدی

ای گل چرا نخندی کز هجر بازرستی
ای ابر چون نگریی کز یار خود بریدی

ای گل چمن بیارا می‌خند آشکارا
زیرا سه ماه پنهان در خار می‌دویدی

ای باغ خوش بپرور این نورسیدگان را
کاحوال آمدنشان از رعد می‌شنیدی

ای باد شاخه‌ها را در رقص اندرآور
بر یاد آن که روزی بر وصل می‌وزیدی

بنگر بدین درختان چون جمع نیکبختان
شادند ای بنفشه از غم چرا خمیدی

سوسن به غنچه گوید هر چند بسته چشمی
چشمت گشاده گردد کز بخت در مزیدی


حضرت مولوی 
http://ganjoor.net/moulavi/shams/ghazalsh/sh2936/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 380, | بازديد : 13

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 1 اسفند 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

سرازیری تند آب
تبار سنگ های ساکن را
به صخره می کوبد
شکل طارمی های قدیمی
روی ستون های آراسته
در این روشنای تاریک
شفیع وقت می شوم
پُر از آفتاب
به نام تمام سنگ ها
در ادامه ی رود
راه به سمت دریا
باز می کنم

منصور خورشیدی
****

طعم ترانه ی تنهائی
در صدای گام های تو
منتشر می شود
در حوالی سرشار از
پنجره های بسته
وقتی خسته کنار پیکری می افتم
که تابش هزار آینه
در سکوت اندامش
سقوط می کند
روزی که باران
حضور آسمان را
زیر تصویر نرم ابرها
سیاه برابر نگاه می نشاند

منصور خورشیدی
****


جهنمی در جانب وقت
جنون خاک را آرام
میان طبیعت می ریزد
هفت شاخه یاس سپید
روی سیاه تابنده
محتاج دست هائی است
که سمت آفتاب
بالا می رود
اینک مشتاق چند شاخه
نیلوفر می مانم
که زبان آب را می فهمد


منصور خورشیدی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 379, | بازديد : 16

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

چه موهبتی دارد دل
 که در هوای دریا می تپد 
هوای دل دریا گوهر یگانه 
ماه
 در دل صدف به صف  می نشیند 
شن های ساحلی بویی
 از صف  صد فهای بسیار می گیرد 
کنار بخت نشسته بر تخت ساحل
 دل طلب آب میکند 

ماه و منظر زیبایش 
وقتی زمین روی سکونت خود چرخ می خورد 
دوباره می چرخد تا از حاشیه ماه
تمام تازگیش را میان جان جابجا کند 
ریشه در نفس ماه دارد این نگاه 
کنار منظر زیبا 

پشست خنده خواب آذر دارد 
خزان نفس گیر 
خیال و خاطره با هراس صبح 
 لب نگشود در حصار گم میشود 
می تکاندم دستی که رطوب زمستان دارد 
برکه های کهنه 
مثل هزار باکره 
با حکایت حیرت می چرخند از عطش    
خواب آشفته را 
خواهش عشق اگر بتکاند 
هزار خمیازه و خنده طعمه نور میشود 
و از نفس می افتد 

 

 منصور خورشیدی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 376, | بازديد : 32

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


كم به دست آوردمت، افزون ولي انگاشتم
بيش از اينها از دعاي خود توقع داشتم

بيد مجنون كاشتم -فكر تو بودم- خشك شد
زرد مي شد مطمئنا؛ كاج اگر مي كاشتم

آنكه زد با تيغ ِ مكرش گردنم را، خود شمرد
چند گامي سوي تو بي سر قدم برداشتم

اي شكاف ِسقف ِبر روي سرم ويران شده!
كاش از آن اول تو را كوچك نمي پنداشتم

آه ِمن ديشب به تنگ آمد؛ دويد از سينه ام
داشت مي آمد بسوزاند تو را، نگذاشتم...

 

كاظم بهمني


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 377, | بازديد : 30

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


ای آن ! چه صدایت بزنم ، نام نداری ؟
من کفتر جلدت شده ام ، بام نداری ؟

ای ماهِ به هم ریخته، پیغمبر افسون !
از عشق به این شبزده پیغام نداری ؟ !

زیباتر از آنی که در آیینه بگنجی
این را به کسی جز خودت اعلام نداری !

بی نظمی گیسوت به هم ریخت جهان را
آخر تو چرا لحظه ای آرام نداری !

در شهر کسی نیست که در بند نباشد
کم دور و برت شاعر گمنام نداری !
 
من زاده شدم عشق بورزم به تو تا مرگ
ای آن که خبر از دل تنهام نداری !

 

 مهدی حسینی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 378, | بازديد : 35

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

آن مسافر كه سحر گريه در آغوشم كرد
آتشم زد به دو تا بوسه و خاموشم كرد

خواستم دست به مويش ببرم خواب شود
عطر گيسوش چنان بود كه بي هوشم كرد

معصيت نيست نمازي كه قضا كرد از من
معصيت زمزمه هايي ست كه در گوشم كرد

نيمه شبها پس از اين سجده كنان ياد من است
آن سحرخيز كه آن صبح فراموشم كرد

چه كلاهي به سرم رفت، كبوتر بودم
يك نفر آمد و با شعبده خرگوشم كرد

در عزاداري او رسم ِ چهل روز کم است
ياد چشمش همه ي عمر، سيه پوشم كرد

 

کاظم بهمنی
از کتاب عطارد


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 379, | بازديد : 28

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 27 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

در انتهای دست های من
در آن جا که ریشه ها می روند / می رسند
در تبخیرهایی که از سطحی ترین غشا راه باز می کنند
در بریده بریده ی تصویرهای بازیافت 
تمام می شوی
و باغچه به همه ی تعبیرات اولیه اش از زمین بر می گردد
باغچه جایی برای هر کسی 
جایی برای نگه داشتن
جایی برای پنهانِ پنهان 
جایی برای کاشتن علف یا چشم
و همسایگی گل ها و ماهی ها
برای فکرشان که به آن ها نیست
باغچه ، در دست ، دست دارد ، دست ، در باغچه ، دست در دست
و همه در تهی سبزینه
پوست را 
و تصور بیهودگی این همه دست 
تجسم بیگانگی این همه صورت
و هندسه ی این همه دوست داشتن
در قهوه ای مهربان نروییده
داشت
چیزی مجرد در انزوای باغچه می پوسید *
دست هایم در انتهای من
من در انتهای دست هایم


نسرین فرقانی
Nasrin Forghani

*وام گرفته از فروغ و به یاد او


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 380, | بازديد : 23

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


هر چه پیمان با لبِ مستانه ات بستم شکست! 
بی شرابِ مستِ چشمت این دل مستم شکست!

یاد آن روزی که با چشمت" حواسم پرت شد"! 
ریخت دل چون کوزه و سُر خورد و از دستم شکست!

مثلِ فرهادم که در خوابِ تو شیرین آمده 
تیشه ام فریاد زد "من عاشقت هستم" شکست!

مثلِ زنگار است بر چشمانِ خیسم آینه... ! 
دل به دنیایِ تو و هر آیینه بستم شکست!

زیر پایِ رهگذر ها هم غرورم خرد شد...! 
قامتم وقتی به غم هایِ تو پیوستم شکست!

یوسف از چشمِ تو افتاد و جهان تاریک شد! 
رو در رویِ تو آن چیزی که نشکستم شکست...!

 


اسماعیل یوسفی


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 378, | بازديد : 42

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟
آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟

سیمین و تابناک بود روی مه ولی
سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟

دارد لبی که مستی جاوید می‌دهد
مینای می کجا و لب نوش او کجا؟

خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی
آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا؟

بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟
بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا؟

 

رهی معیری
http://ganjoor.net/rahi/ghazalha3/sh13/


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 379, | بازديد : 33

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

   تو نیستی که ببینی
 چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست
  چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست
 چگونه جای تو در جان زندگی سبز است
 هنوز پنجره باز است
 تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
 درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها
 به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر
 به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
تمام گنجشکان
 که درنبودن تو
 مرا به باد ملامت گرفته اند
 ترا به نام صدا می کنند
 هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج
 کنار باغچه
 زیر درخت ها لب حوض
 درون آینه پاک آب می نگرند
 تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است
 طنین شعر تو مگاه تو درترانه من
 تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد
 نسیم روح تو در باغ بی جوانه من
 چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید
 به روی لوح سپهر
 ترا چنانکه دلم خواسته است ساخته ام
 چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر
 هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر
 به چشم همزدنی
 میان آن همه صورت ترا شناخته ام
 به خواب می ماند
 تنها به خواب می ماند
 چراغ آینه دیوار بی تو غمگینند
 تو نیستی که ببینی
 چگونه با دیوار
 به مهربانی یک دوست از تو می گویم
 تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار
 جواب می شنوم
 تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو
 به روی هرچه درین خانه ست
 غبار سربی اندوه بال گسترده است
 تو نیستی که ببینی دل رمیده من
 بجز تو یاد همه چیز را رهاکرده است
 غروب های غریب
 در این رواق نیاز
 پرنده سکوت و غمگین
 ستاره بیمار است
 دو چشم خسته من
 در این امید عبث
 دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است
 تو نیستی که ببینی...
 


فریدون مشیری

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 380, | بازديد : 40

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 24 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


بي عشق 

روديم ، ولي حيف به دريا نرسيديم 
بسيار دويديم و به فردا نرسيديم

امروز گرفتار تو اي عشق كه انگار 
مجنون شده بوديم و به ليلا نرسيديم

بعد از غم ليلي و پس از تجربه اي تلخ 
آدم شده بوديم و به حوا نرسيديم

ما رانده به دنيا شده بوديم و از آن روز 
يك عمر تلف شد كه به دنيا نرسيديم

با خويش غريبيم و زمينگير زمانيم 
بي عشق همينيم ، به اعلا نرسيديم

 

 رضا ايزدي 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 380, | بازديد : 39

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

زیبای وحشی .....

زیبای وحشی وحشیانه دوستت دارم 
باشال قرمز ، کنج خانه دوستت دارم

زیبای وحشی ، ماده ببر مهربانم 
بی گفتگو یا بی بهانه دوستت دارم

انگار از دوران شیرین آمدی تو 
در آن و یا در این زمانه دوستت دارم

شیرین اگر ، لیلا اگر ، عذرا تو باشی
در ذهن من هستی یگانه ، دوستت دارم

چشمان تو صد زلزله آتشفشان است
آتشفشان عاشقانه ، دوستت دارم

ویرانه شد دور از تو ایوان مدائن
ویرانه باتو ، آشیانه ، دوستت دارم

حتی اگر من را تو در دنیا نخواهی
من تا ابد ، تا جاودانه ، دوستت دارم

من را تو در عمق نگاهت غرق کردی
دریای ناپیدا کرانه ، دوستت دارم

من مُردم و در عمق چشمت جا گرفتم 
زیبا ، غزل بانو ، فسانه ، دوستت دارم

 


امیرحسین مقدم 

 

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 379, | بازديد : 38

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

نامت را می برم 
می آورم 
و دهان نقطه عزیمت است 
کمی صراحت لهجه می خواستم 
که جهان راضی شود 
و کمی مخمل صورتی 
که تکلیف گرگ و میش ها ، روشن .
حالا به جامه پرنده درآ
بگو شب خوش صدای خفته در اعماق قرن ها 
و دهانم را ببوس 


زهرا حیدری

، مجموعه شعر مآت


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 378, | بازديد : 39

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


...
عبورم ده
از ازدحامِ خیابانی
که بی‌ تفاوتی‌ سایه‌ها و آدم ها
مرا به وسعتِ سالیانِ دراز
پیر می‌‌کند
و خسته
عبورم ده‌
مرا به گوشه‌ای امن برسان
تا چشمانِ همیشه مشتاقِ من به زندگی‌
زوالِ آفتاب و آینه را در چشمانِ خواب آلوده ی این شهر نبینند
عبورم ده‌
حضوری با صداقت
آغوشی بی‌ هراس
دست‌هایی‌ مهربان نشانم بده
بگذار در زیستن‌های رخوتناک ما
عشق دوباره فوران کند
.
.
نيكى فيروزكوهي
پرنده اي كه از بام شما پريد/نشر مايا

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 377, | بازديد : 38

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

قشنگ و ناب بودی ، شاه بیتی در غزل گشتی
به کام دل گوارا تر ز هر شهد و عسل گشتی

گلستان از وجودت میبرد رشکِ دل آرایی
چو عطر نازبو خوشبو ترین مشکِ محل گشتی

خدا توصیف حسنت را به قراّن میکند احسن
که شهرآشوب دوران از همان صبح ازل گشتی

زبان ها از تو گوید، تا قیامت شهره میمانی
به بزم عاشقان زیبا ترین ضرب المثل گشتی

خودت آیینه ی خویشی،تماشا کن چه میبینی ؟
صفا و بی غباری چون معمایی که حل گشتی


پرویز  رهگذر


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 376, | بازديد : 39

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

گل ابریشمی دارم شبی پروانه خواهد شد 
به شمع عشق خواهد سوخت , هم افسانه خواهد شد

به جز سجاده ام , امشب که در رهن خراباتست 
اگر فردا شود دستار هم , بیعانه خواهد شد

بیا از ساغر چشمت بنوشم جرعه ای باده 
پس از چندی ز خاکت کوزه و پیمانه خواهد شد 

نخواهم ماند من هم فعل رفتن صرف خواهم کرد 
جهان بیند که یارم ,بعد من دیوانه خواهد شد 

زظلم ات سر نهم رو بر بیابان , لیلی عشقم 
پریشانی تورا , گرگان مرا همخانه خواهد شد 

سگ کوی تورا بسپار , امشب میهمان دارم 
به گرد میهمانت, عاشقت پروانه خواهد شد

طواف کعبه کویت نصیبم گر نشد ,جانا 
یقین دارم منای عاشقی ویرانه خواهد شد

 

جمشید منوری


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 377, | بازديد : 42

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی


«آینه و زمان»
در آستانه ی کدام در گم شده ای
هر چه دست دراز می کنم
دستم به گیسوانت نمی رسد
ما که نسیم را با هم آواز خوانده
و سحر را با هم 
گریسته بودیم
تا صبحِ متبرُکِ باران و عاطفه
های های ها..... ی
کجاست بندِ عاطفه
کجاست آن صبح خجسته
پیراهن شب خیسِ باران است و
دستان دخترانِ گل فروش پُر از چهار راه های مُحال...
تکه های دنیا را به هم می چسبانم
دنیا نمی شود
اگر مهِ زمان نبود
شاید فصل های گمشده را می یافتیم
معمای زندگی 
در چشمان ماه بود
که بسته شدند
پِشتِ پنجره و درخت
پَُشتِ همین آستانه ی انتظار...
میخ از نعلِ زنگ زده می کشم
خون جاری می شود
لحافِ حال را می شُویم
به تنِ فردا کوتاه می آید
دیوانه ای که سنگ پرتاب می کند
بی گمان
به پروازِ سنگ ها و زمان ایمان دارد...
در گوشه ای از خواب هایم
هنوز باران می بارد و
در گوشه ای دیگر
رنگین کمانی می خندد
مادیانی سیاه
میان رنگ ها و باران
کره زمین را می کشد روی گندم زار...
شک نمی کنم
ناریخ تولد من گم شده است
بین همین رنگین کمانِ خنده و
پرواز سنگ ها و رقص باد و آینه
وقتی در دلِ دانه ی گندم
آسیابانی آواز می خواند
واژه هایش تبرُک شده در آب و نان و شراب...
می رقصند سایه ها
در گودیِ آیینه...
پوتینِ باد 
لگد می کوبد به در
شب از آستین آفریقا می گریزد
چون ماه از پنجره
چون پنجره از دیوار
میان خواب و بیداری ما
سنگ آیا ردِ پای کدام رهگذر بود
فراخنای این مغاک سیاه را
در عمقِ آینه...
ما آواز خوانان نسیم 
ما سوگواران سحر 
خود 
زیر پیراهن خیس شب
بند ناف عاطفه را بریده ایم

 


مظفر امینی "کولی

 


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 379, | بازديد : 37

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 بهمن 1395 توسط سیدمجتبی محمدی

 

رفتنت گر چه مسلم می شود اما نرو
بار من از شانه ات کم می شود اما نرو

گرچه بودیم و نبودی در کنارم لحظه یی 
بودنت روزی فراهم می شود اما نرو

خو شه یی گندم نروید در بهشت خانه ام
در هوایت مردی آدم می شود اما نرو

این فقیر عشق تو با رفتنت جان می دهد
از غم،غم خانه بی غم می شود اما نرو

حتمن این جا قصه یی آیینه از سر می شود
قامت دیو زمان خم می شود اما نرو

با دو دست خالی و با بوریای من بساز 
عاقبت هر چه منظم می شود اما نرو


احمد سیر"بختیاری"


آدرس پیچک در تلگرامhttp://telegram.me/pichak_iran_sc


امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : پيچک دريچه 377, | بازديد : 38

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 328 صفحه بعد